Album:
Master of Reality (1971)
Originaltext
Englisch
Übersetzung
Persisch
Solitude
انزوا
اسم من بیمعنی است
بخت من ناچیز است
آیندهام در بیابان تاریک پنهان شده
نور آفتاب در دوردست است،
ابرها تاخیر میکنند
همه چیز تسخیر شده است
حالا رفتهاند
کجا میتوانم بروم و چه کار میتوانم بکنم؟
هیچ چیز نمیتواند خشنودم سازد
تنها افکارم از تو هستند
تو فقط خندیدی وقتی من التماست کردم تا بمانی
از گریه کردن دست بر نداشتهام
از زمانی که تو رفتی
دنیا یک مکان متروک است
تو به حال خودت رها شدهای
فکر کنم [بهتر است] به خانه بروم، بنشینم و ناله و زاری کنم.
اشک ریختن و فکر کردن تنها کاری است که انجام میدهم
خاطراتی که دارم تو را به یادم میآورند.

Give a shoutout to Aiden ai









