Originaltext
Türkisch
Übersetzung
Persisch
Güya
گویا
امشب صبح نمیشه
می دونم جای خالیت هم پر نمیشه
وقتی که حرفهایی را میخواستم بهت بگم
زبونم ساکت شده، دیگه حرف نخواهد زد
وسایلم را جمع کردم
میخام هیجان زده بشم
کاسه ام را نگیرید دوستان
میخام بیشتر بنوشم
به خاطر یک بی دین
میخام منو ببرند کلانتری
فرداهایم قسم خورده به دیروز هستند
میخام توبه ام را بشکنم
گویا گویا گویا
این یک خوابه، خوابه، خوابه
گویا گویا گویا
گویا او هم عاشق من بوده
Auf Anfrage von
Armageddon68 hinzugefügt.

Give a shoutout to Hasan Purgadri






