Originaltext
Türkisch
Übersetzung
Persisch
Girdap
گرداب
کنارم بمان، تنت [عین] تابستان چشمانت [عین] گرداب
فراموش کردن[ت] ممکن نیست
ای [یار]، موهایت را رها کن تا به دستانم بپیچند
بیتو زندگی مثل تبعید است
دلم را آن خاطرهها در بر گرفتهاند
همیشه با فکر تو به خواب میروم، صبح شد1
نگاهی میاندازم [و میبینم که] وقتی نیستی تسلیم ترسهایم
در حقیقت، نمیشود برای عشق قانون گذاشت
لب دیگری به لبم نمیآید2
آغوش دیگری مثل تو گرم نمیکند
گویی همهجا ساکت، سرد، و خاکستری است، وقتی ناگهان حسرت [به دل] میزند
کنارم بمان، تنت [عین] تابستان چشمانت [عین] گرداب
فراموش کردن[ت] ممکن نیست
ای [یار]، موهایت را رها کن تا به دستانم بپیچند
بیتو زندگی مثل تبعید است
دوباره عقلمم را از دست میدهم
اگر یار میخواهد من را آتش بزند، [بگذار] بزند
من را به گریه انداخت
از هر طرفم خون میآید زخم برداشتم
برای آمدن و برگشتن[ت] چشم به راهم7
در حقیقت امر، بخشی از وجودم بیتو ناقص است
گویی همهجا ساکت، سرد، و خاکستری است، وقتی ناگهان حسرت [به دل] میزند
بیا [که] بینفسم، وقتی نیستی تشنه، همیشه بیچارهام، همهچیز ناقص است
کنارم بمان، تنت [عین] تابستان چشمانت [عین] گرداب
فراموش کردن[ت] ممکن نیست
ای [یار]، موهایت را رها کن تا به دستانم بپیچند
بیتو زندگی مثل تبعید است
کنارم بمان، تنت [عین] تابستان چشمانت [عین] گرداب
فراموش کردن[ت] ممکن نیست
ای [یار]، موهایت را رها کن تا به دستانم بپیچند
بیتو زندگی مثل تبعید است









Feel free to report my mistakes by leaving a comment below. I'll be happy :)
لطفاً اشتباههای احتمالی بنده در ترجمه را با درج نظرتان در پایین همین صفحه گزارش کنید.