Originele teksten
Engels
Vertaling
Perzisch
Lost
گمشده
[قطعه ۱]
چی شد که کارمون به اینجا کشید؟
تو به ته خط رسیدی و من پر از تشویشم
این باد سرد قلبتو منجمد کرده
بیا این قصه رو از نو بنویسیم و تبدیلش کنیم به یه قصهی بلند
این شکسته و داره از بین میره
من نمیذارم تو اون چیزیکه هستی رو از دست بدی
[ همسرایی]
تو در این روشنایی غریب گم شدی
سعی میکنی دردی که داری حس میکنی از بین ببری
گمشدی اما امشب من اینجام
تلاش میکنم تا شیاطین درونت رو فراری بدم
من اینو فریاد میزنم
جدی میگم
من در کنارت میمونم تا اون چیزیکه گم کردی پیدا کنی
[ قطعه ۲]
این فضا مملو از تاریکیه
تو تا حد از دست رفتن ارزش خودت دور شدی
این باد سرد قلبتو منجمد کرده
بیا این قصه رو از نو بنویسیم و تبدیلش کنیم به یه قصهی بلند
این شکسته و داره از بین میره
من نمیذارم تو اون چیزی که هستی رو از دست بدی
[ همسرایی]
تو در این روشنایی غریب گم شدی
سعی میکنی این دردی که داری حس میکنی از بین ببری
گمشدی اما امشب من اینجام
تلاش میکنم تا شیاطین درونت رو فراری بدم
من اینو فریاد میزنم
جدی میگم
من در کنارت میمونم تا اون چیزی که گم کردی پیدا کنی
اون چیزی که گم کردی پیدا کنی
[بریج]
این باد سرد قلبتو منجمد کرده
بیا این قصه رو از نو بنویسیم و تبدیلش کنیم به یه قصهی بلند
این شکسته و داره از بین میره
من نمیذارم تو اون چیزی که هستی از دست بدی
[ همسرایی]
تو در این روشنایی غریب گم شدی
سعی میکنی دردی که داری حس میکنی رو از بین ببری
گمشدی اما امشب من اینجام
تلاش می کنم تا شیاطین درونت رو فراری بدم
من اینو فریاد میزنم
جدی میگم
من در کنارت میمونم تا چیزی که گم کردی پیدا کنی، گم کردی
من در کنارت میمونم تا چیزی که گم کردی پیدا کنی، در کنارت هستم
من در کنارت میمونم تا چیزی که گم کردی پیدا کنی






The translation is done by Bahareh Tajfirouz.Please ask for permission if you would like to use or reprint it.